انبیذ کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انبیذ کردن . [ اَم ْ ک َ دَ ] (مص مرکب ) در تداول عامه، گرد کردن غله و غیره در جایی چون خرمن گاه و غیره، شاید انبودن نیز همین کلمه باشد. (یادداشت بخط مؤلف ). در تداول گناباد (خراسان ) توده کردن گندم در خرمن پس از جدا شدن از کاه برای تقسیم کردن میان ارباب و زارع یا برای بردن به انبار. و رجوع به انبیس شود.