انبتات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انبتات . [ اِم ْ ب ِ ] (ع مص ) فروماندن در راه از قافله بسبب ماندن راحله، یقال سار حتی اِنْبَت َّ. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ). ◄ بریده شدن . (تاج المصادر بیهقی ). انقطاع . (از اقرب الموارد). ◄ منقطع شدن آب پشت کسی . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). انبت ّ؛ منقطع شد آب پشت او. (منتهی الارب ). و رجوع به منبت ّ شود.