انباز شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انباز شدن . [ اَم ْ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) شریک شدن . (فرهنگ فارسی معین ). شرکت . (تاج المصادر بیهقی ) : مصطفی فرمود کای اقبال جو اندر این من می شوم انباز تو. مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انباز شدن . [ اَم ْ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) شریک شدن . (فرهنگ فارسی معین ). شرکت . (تاج المصادر بیهقی ) : مصطفی فرمود کای اقبال جو اندر این من می شوم انباز تو. مولوی .