امیر معزی | رباعیات | شماره ۸۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
تا چند دل تو چشمه نور بود زان چشمه نور چشم بد دور بود ملک و سپه و خزینه معمور بود آن خسرو را که چون تو دستور بود
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
تا چند دل تو چشمه نور بود زان چشمه نور چشم بد دور بود ملک و سپه و خزینه معمور بود آن خسرو را که چون تو دستور بود