امر مستمر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امر مستمر. [ اَ رِ م ُ ت َ م َ رر ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) در اصطلاح دستور زبان فارسی عبارت از فعل امری است که باعلامت استمرار «می » و «همی » همراه باشد : چو من رفتم از آنسو رو که خواهی نگه می دار رسم پادشاهی . نظامی . در آن گلشن چو سرو آزاد می باش چو شاخ میوه ٔ تر شاد می باش . نظامی . سنگ بینداز و گهر می ستان خاک زمین می ده و زر می ستان . نظامی . جهد می کن تا توانی ای کیا در طریق انبیا و اولیا. مولوی .