امتراس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امتراس . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) خویشتن بچیزی بخاریدن . (تاج المصادر بیهقی ) (از شرح قاموس ) (از آنندراج ) (از متن اللغة). ◄ درماندن زبان در سخن در وقت پیکار. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). ◄ ستیزه کردن . (آنندراج ). ستیزه کردن سخنرانان و فصیحان در خصومت و بر یکدیگر گرفتن . (ایراد گرفتن ). (از اقرب الموارد). ◄ سوده شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).