الماسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الماسی . [ اَ ] (اِخ ) میرزا محمدتقی بن میرزا کاظم بن میرزا عزیزاﷲبن مولی محمد تقی مجلسی اول اصفهانی (متوفی به سال ١١٥٩ هَ . ق .) از بزرگان علمای امامیه بود. او راست کتاب بهجةالاولیاء درباره ٔ کسانی که حجةبن الحسن (ع ) را دیده اند. وی از محمدباقر مجلسی ثانی جد مادری و عم ّ عالی خود روایت دارد. (از ریحانة الادب ج ١ ص ١٠١و الذریعه ج ٣ ذیل بهجة الاولیاء).
الماسی . [ اَ ] (ص نسبی ) تراشیده شده مانند الماس . (ناظم الاطباء). رجوع به الماس شود. ♦ الماسی رنگ ؛ درخشنده و براق . (ناظم الاطباء).