التماس برآمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
التماس برآمدن . [ اِ ت ِ ب َ م َ دَ ] (مص مرکب ) روا شدن حاجت . انجام یافتن درخواست . پذیرفته شدن حاجت : چو التماس برآمد هلاک باکی نیست کجاست تیر بلا گو بیا که من سپرم . سعدی . به اختیار تو سعدی چه التماس برآید گر او مراد نبخشد تو کیستی که بجوئی . سعدی . رجوع به التماس شود.