اقوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اَ وا) [ ع. ] (ص تف.) قوی تر، تواناتر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اَ وا) [ ع. ] (ص تف.) قوی تر، تواناتر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اقوی . [ اَق ْ وا ] (ع ن تف ) قوی تر. بنیروتر. نیرومندتر. محکم تر. تواناتر و زورآورتر. (ناظم الاطباء). قوی تر و زورمندتر. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) : از ارکان امیر یوسف الدین که رکن اقوی بود. (جهانگشای جوینی ).