اقناعی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اقناعی . [ اِ ] (ص نسبی ) منسوب به اقناع : مدح امرا جواب اقناعی اوصاف توچون ادای برهانی . مختاری . ◄ (اصطلاح منطق ) اطلاق میشود بر قیاس خطابی و آن دلیلی باشد ترکیب یافته از مشهورات و مظنونات و گاه اطلاق میشود بر لفظ مقنع در بادی نظر هرچند که اقناعی حقیقی هم نباشد. (کشاف اصطلاحات الفنون از محاکمات در ابطال جزء لایتجزی ).