اقلیت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اَ قَ یَّ) [ ع. ] (مص جع.)<BR>۱- کم بودن.<BR>۲- قسمت کمتر، بخش کمتر.<BR>۳- گروهی از افراد یک کشور یا یک شهر که دین یا نژادشان با اکثریت مردم آن جا فرق داشته باشد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اَ قَ یَّ) [ ع. ] (مص جع.) ۱- کم بودن. ۲- قسمت کمتر، بخش کمتر. ۳- گروهی از افراد یک کشور یا یک شهر که دین یا نژادشان با اکثریت مردم آن جا فرق داشته باشد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اقلیت . [ اَ ق َل ْ لی ی َ ] (ع مص جعلی، اِمص، اِ) اندک بودن . اندکی کم بودن . قسمت کمتر، مقابل اکثریت . ♦ اقلیت پارلمانی ؛ عده ای از نمایندگان که با برنامه های دولت موافق نباشند و عدّه ٔ آنان به آن اندازه نرسد که رأی ایشان بتواند دولت را ساقط کند. ♦ اقلیت مذهبی ؛ گروهی اندک از مردم یک کشور یا یک شهر که پیرو دین یا کیشی مخالف عامه ٔ مردم آن شهر یا کشور باشند.
مترادف و متضاد واژهدان
کمترینها (متضاد: اکثریت)
واژگان فارسی سره واژهدان
کمینه، کمترین، کمتری، بخش کمتر