اقصار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اقصار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ قَصرَة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به قصرة شود.
اقصار. [ اِ ] (ع مص ) بازایستادن از کاری . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (تاج المصادر بیهقی ) (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) (ترجمان ). ◄ درآمدن بشبانگاه . ◄ بچه ٔ کوتاه بالا زادن . ◄ بازداشتن و بیرون کشیدن از چیزی باختیار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ کوتاه کردن نماز را. شکسته خواندن نماز را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). کم کردن نماز. (تاج المصادر بیهقی ). قصر کردن نماز را. ◄ سالخورده شدن میش و گوسفند. ◄ سوده شدن دندان میش و ماده بز از کلانسالی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).