افیونی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افیونی . [اَف ْ ] (ص نسبی ) تریاکی باشد که به افیون خوردن عادت دارد. (آنندراج ). تریاکی . منسوب به افیون . (ناظم الاطباء). معتاد به استعمال افیون . (یادداشت مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افیونی . [اَف ْ ] (ص نسبی ) تریاکی باشد که به افیون خوردن عادت دارد. (آنندراج ). تریاکی . منسوب به افیون . (ناظم الاطباء). معتاد به استعمال افیون . (یادداشت مؤلف ).