افگنده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افگنده . [ اَ گ َ دَ / دِ ] (ن مف ) افکنده . همان افکنده بمعنی انداخته شده و ساقط شده و پرت شده، گسترده، حذف شده، از شمار خارج گشته است . رجوع به افکنده شود : ز کشته نبد جای گشتن بجنگ ز برف و ز افگنده شد جای تنگ . فردوسی . یکی رزمشان کرده شد همگروه زمین شد ز افگنده بر سان کوه . فردوسی .