افژودن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افژودن . [ اَ دَ ] (مص ) افشردن . فشار دادن . ◄ یک طرف انداختن . دور انداختن . (ناظم الاطباء). افکندن و رها کردن است . (مجمع الفرس بنقل شعوری ). ◄ چسبیدن . ◄ بستن . (ناظم الاطباء). ◄ محکم نگاه داشتن . (ناظم الاطباء).