افغان کنان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افغان کنان . [ اَ ک ُ ] (نف مرکب، ق مرکب ) فریادکنان . در حال ناله و زاری : چون چنگ خود نوحه کنان مانند دف بر رخ زنان وز نای حلق افغان کنان بانگ رباب انداخته . خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افغان کنان . [ اَ ک ُ ] (نف مرکب، ق مرکب ) فریادکنان . در حال ناله و زاری : چون چنگ خود نوحه کنان مانند دف بر رخ زنان وز نای حلق افغان کنان بانگ رباب انداخته . خاقانی .