افسانیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افسانیدن . [ اَ دَ ](مص ) افسانه گفتن . ◄ بالیدن . ◄ دراز کردن . ◄ راست کردن . ◄ رام گردانیدن . مطیع کردن . ◄ سودن . زدودن . (ناظم الاطباء). ◄ گرد و سبوس و جز آن از غله دور کردن . (شرفنامه ٔ منیری ) (مؤید الفضلاء).