افخم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اَ خَ) [ ع. ]<BR>۱- (ص تف.)بزرگوارتر.<BR>۲- (ص.) ارجمند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اَ خَ) [ ع. ] ۱- (ص تف.)بزرگوارتر. ۲- (ص.) ارجمند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افخم . [اَ خ َ ] (ع ن تف ) بزرگ قدرتر. گرانمایه تر. (ناظم الاطباء). بزرگتر. (آنندراج ). فخیم تر. (یادداشت مؤلف ).