افتقاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افتقاد. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بمعنی گم کردن یعنی ناموجود کردن . (غیاث اللغات ). گم کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). فقد. (تاج المصادر بیهقی ). فقدان . نایافتن . (یادداشت بخط مؤلف ). ◄ گمشده را جستن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). گمشده را بازجستن . (آنندراج ). تفحص کردن و گمشده را بازجستن . (غیاث اللغات ). چیزی را بهنگام گم شدن جستن . (از اقرب الموارد). بازجست . بازجوئی . پژوهش از غیبت . جستجو. (یادداشت بخط مؤلف ) : پرس پرسان می شد اندر افتقاد چیست این غم بر که این ماتم فتاد. مولوی . هست ازل را وابد را اتحاد عقل را ره نیست سوی افتقاد. مولوی . ◄ مهربانی کردن . (آنندراج ) (از لطائف بنقل غیاث اللغات ) : گفت من ایثارکردم آنچه داد میر تقصیری نکرد از افتقاد. مولوی . آن کرم کاندر جفا اینهات داد در وفا بنگر چه باشد افتقاد. مولوی . ◄ پروا داشتن از. (یادداشت بخط مؤلف ).