افاقه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ قِ) [ ع. افاقة ]<BR>۱- (مص ل.) بهبود یافتن.<BR>۲- به هوش آمدن.<BR>۳- (اِمص.) بهبود.<BR>۴- گشایش.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ قِ) [ ع. افاقه ] ۱- (مص ل.) بهبود یافتن. ۲- به هوش آمدن. ۳- (اِمص.) بهبود. ۴- گشایش.
واژگان فارسی سره واژهدان
کارساز، بهبودی، به خود آمدن، بخود آمدن، بازهوشی، بازخردی، بازارزانی
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی