اعتمال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعتمال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بکار داشتن خود را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کاری مربوط بخود انجام دادن، یقال : «الرجل یعتمل لنفسه و یستعمل غیره ». (از اقرب الموارد). عَمل . (المصادر زوزنی ). ◄ اضطراب کردن در عمل . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). در کار اضطراب کردن . (از اقرب الموارد). ◄ پیوسته بودن بر کاری . ◄ بکار آوردن . ◄ آبادان کردن زمین . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).