اطلط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اطلط. [ اَ ل َ ] (ع ص / ن تف ) داهیة. (متن اللغة). مرد نیک زیرک و رسا. (منتهی الارب ): هو اطلط منه ؛ او زیرکتر است از آن . (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اطلط. [ اَ ل َ ] (ع ص / ن تف ) داهیة. (متن اللغة). مرد نیک زیرک و رسا. (منتهی الارب ): هو اطلط منه ؛ او زیرکتر است از آن . (ناظم الاطباء).