اطفیش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اطفیش . [ اَطْ طَ ف َی ْ ی َ ] (اِخ ) محمدبن یوسف بن عیسی اطفیش حفصی عدوی جزائری . از عالمان تفسیر و فقه و ادب بود و در دانشهای مزبور تبحر کامل داشت . از مذهب اباضی پیروی می کرد و در فقه آن مذهب مجتهد بود. وی در قضیه ٔ سیاسی وطنش تأثیر بارزی داشت که از وطن دوستی صحیحی حکایت می کرد.تولد و درگذشت وی در شهر یسجن (از وادی میزاب در الجزایر) بود. تألیفات او بیش از سیصد کتاب است در دانشهای تفسیر و آداب دین و نحو و معانی و بیان و حدیث و فقه و بدیع و عروض و منطق و تاریخ و قواعد خط همچون تیسیرالتفسیر در هفت جلد. نظم المغنی (ارجوزه ) در نحو، پنج هزار بیت . شرح النیل در فقه و جز اینها. رجوع به الاعلام زرکلی ج ٣ ص ١٠٠٨ و معجم المطبوعات شود.
اطفیش . [ اَطْ طَ ف َی ْ ی َ ] (اِخ ) عیسی بن صالح اطفیش، نیای محمدبن یوسف بن عیسی اطفیش بود. و کلمه ٔ اطفیش لفظی بربری است مرکب مزجی از سه کلمه ٔ «اَطَّف » بمعنی بگیر و «ایّا» بمعنی بیا و «اش » بمعنی بخور که مجموع چنین است یعنی «بگیربیابخور» و وی را از اینرو بدین نام خواندند که یکی از دوستانش را به خوردن طعام بازخواند. (از اعلام زرکلی ج ٣ ص ١٠٠٨).