اضجع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اضجع. [ اَ ج َ ] (ع ص ) مرد مخالف زن خود. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ مرد اضجعالثنایا؛ آنکه ثنایای وی کج باشد. مؤنث :ضَجْعاء. ج، ضُجْع. (از اقرب الموارد). مرد مایل دندان پیشین . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).