اصپاهان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصپاهان . [ اِ ] (اِخ ) لغت یا لهجه ایست در اصباهان : و همچنین حمزه روایت کند که این ناحیت [ قم ] از اسپاهان نقل و جدا کرده ام . (تاریخ قم ص ٢٤). ورجوع به اصبهان و اصفهان و اصباهان و اسبهان شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصپاهان . [ اِ ] (اِخ ) لغت یا لهجه ایست در اصباهان : و همچنین حمزه روایت کند که این ناحیت [ قم ] از اسپاهان نقل و جدا کرده ام . (تاریخ قم ص ٢٤). ورجوع به اصبهان و اصفهان و اصباهان و اسبهان شود.