اصفد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصفد. [ اِ ف َ ] (معرب، اِ) می خوشبو. اسفنط. اصفنط. اصفعید. اصفعند. اصفعد. رجوع به کلمه های مزبور، و نشوءاللغة ص ٣٨ شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصفد. [ اِ ف َ ] (معرب، اِ) می خوشبو. اسفنط. اصفنط. اصفعید. اصفعند. اصفعد. رجوع به کلمه های مزبور، و نشوءاللغة ص ٣٨ شود.