اصطهار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصطهار. [ اِ طِ ] (ع مص ) پیه و مغز استخوان و مانندآن خوردن . ◄ گداختن چیزی را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (قطر المحیط) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ اصطهار حرباء؛ درخشیدن پشت آن از گرمی خورشید. (از اقرب الموارد) (قطر المحیط).