اصطنبولی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصطنبولی . [ اِ طَم ْ ] (ص نسبی ) منسوب به اصطنبول یا اسلامبول . رجوع به اصطنبول شود.
اصطنبولی . [ اِ طَم ْ ] (اِ) اِسْتَنْبُلی . اسلامبولی . در تداول عامه بر ظرفی از حلب یا آهن اطلاق شود که آنرا برای گچ ساختن بکار برند و در زمره ٔ ابزار بنایی بشمار است .
اصطنبولی . [ اِ طَم ْ ] (ص نسبی، اِ) خیریة اصطنبولی . نوعی از سکه های عثمانی قدیم بود. رجوع به کتاب النقود ص ٩٧ شود.