اصحاب ایکه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصحاب ایکه . [ اَ ب ِاَ ک َ ] (اِخ ) در قرآن کریم آمده است : و ان کان اصحاب الایکة لظالمین (٧٨/١٥). و ابوالفتوح رازی آرد: و جماعت اصحاب ایکه و بیشه ٔ درختان، ظالم بودند... حسن گفت : اَیکة درختان باشد و جمعش اَیک کشجرة و شجر. قال امیة: کبکا الحمام علی فروع الایک فی الطیر الجوانح . و گفتند درختان بهم درشده باشد و گفته اند بیشه باشد و مراد قوم شعیب اند. ایشان اصحاب درختان و بیشه ها بودند و وجه معایش ایشان از آنجا بود، خدای تعالی شعیب را به ایشان فرستاد و به اهل مدین . و اما اهل مدین چون ایمان نیاوردند خدای ایشان را به صیحه هلاک کرد و اصحاب ایکه به ظله و آن ابری بود که برآمد و از او آتش بیامد و ایشان را بسوخت . فانتقمنا منهم ؛ تا از ایشان کینه بکشیدیم بعذاب وآن آن بود که خدای تعالی گرمایی بر ایشان گماشت هفت روز که هیچ آسایش نبود ایشان را از آن، آنگه ابری برآمد. ایشان به سایه ٔ ابر گریختند و چنان دانستند که ایشان را در آن راحتی خواهد بود. از آن ابر آتشی بیامد و ایشان را بسوخت . (از تفسیر ابوالفتوح چ قمشه ای ج ٦ ص ١٦٩). و در تفسیر آیه ٔ کذب اصحاب الایکة المرسلین (١٧٦/٢٦) آرد: بدروغ پنداشتند اهل بیشه پیغامبران . وبعضی گفتند این نام مدینه ٔ ایشان است یا آنکه بیشه است و برای این صرف نکرد ایکه را لاجتماع السببین فیها: التعریف و التأنیث . ابن کثیر و نافع و ابن عامر لیکه خواندند باقی قراء ایکه . ابوعلی فارسی گفت اولیتر آن باشد که بر تخفیف همزه بود مثل لحمر فی الاحمر و امثال ذلک . چون چنین باشد منع صرف را وجهی نبود، و آیه ٔ بعد چنین است : اذ قال لهم شعیب الا تتقون . چون گفت ایشان را شعیب و برای آن نگفت اخوهم که شعیب از ایشان نبود اعنی از اصحاب ایکه و انما از مدین بود نبینی که چون ذکر مدین کرد گفت : و الی مدین اخاهم شعیباً الا تتقون . (تفسیر ابوالفتوح چ قمشه ای ج ٧ ص ٣٧٣). و رجوع به سوره ٔ ٣٨ آیه ٔ ١٣و سوره ٔ ٥٠ آیه ٔ ١٤ و تفسیر آنها در تفسیر ابوالفتوح و قصص الانبیاء ص ٩٤ و نزهةالقلوب چ لیدن مقاله ٔ ٣ ص ٢٦٩ و لغات تاریخیه و جغرافیه ٔ ترکی ج ١ ص ١٨٦ شود.