اصبحی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصبحی . [ اَ ب َ حی ی ] (ع ص نسبی، اِ) تازیانه، و آنها عبارت از تازیانه های اصبحیه اند نسبت به ذواصبح یکی از ملوک یمن از حمیر. (از تاج العروس ) (منتهی الارب ). تازیانه، نسبت به ذواصبح و او یکی از تبابعه ٔ یمن از نیاکان امام مالک بن انس بود و امام مالک یکی از ائمه ٔ مذاهب بشمار میرفت . (از اقرب الموارد). تازیانه . (مهذب الاسماء). ♦ سوط اصبحی ؛ یکی از تازیانه های اصبحیة.
اصبحی . [ اَ ب َ ] (ص نسبی ) منسوب به ذواصبح یکی از ملوک یمن . (از منتهی الارب ). منسوبست به اصبح، و نامش حرث بن عوف بن مالک بن زیدبود. (انساب سمعانی ). و رجوع به اصبح و حارث شود.
اصبحی . [ اَ ب َ حا ] (اِ) درفش . (مؤید الفضلاء).