اشکندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشکندن . [ اِ ک َ دَ ] (مص ) شکستن و خرد کردن . (شعوری ). مصدر دوم اشکستن یا شکستن در تداول عامه است که گاه بجای دست او را شکستی، گویند: شکاندی، یا اشکاندی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشکندن . [ اِ ک َ دَ ] (مص ) شکستن و خرد کردن . (شعوری ). مصدر دوم اشکستن یا شکستن در تداول عامه است که گاه بجای دست او را شکستی، گویند: شکاندی، یا اشکاندی .