اشکر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشکر. [ اَ ک َ ] (ع ن تف ) سپاسدارتر. حق شناس تر. ♦ امثال : اشکر من بروقة . رجوع به بروقة شود. اشکر من کلب .
اشکر. [ ] (معرب، اِ) قسمی پارچه . رجوع به اشکری شود.
اشکر. [ اَ ک ُ ] (اِخ ) قریه ای است در سوی شرقی مصر. (از معجم البلدان ) (مراصد الاطلاع ).