اشکاوند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشکاوند.[ اِ وَ ] (اِخ ) یکی از قرای اصفهان است . حمداﷲ مستوفی در ضمن تشریح نواحی اصفهان آرد: ناحیت کرارج سی وسه پاره دیه است : دشته و اشکاوند و فیزادان از معظم قرای این ناحیت است . (نزهةالقلوب ص ٥٠). و در فرهنگ جغرافیائی ایران آمده است : اشکاوند دهی است از دهستان کرارج بخش حومه ٔ شهرستان اصفهان، واقع در هشت هزارگزی جنوب خاور اصفهان متصل به راه کرارج به براگون . محلی است جلگه، معتدل و سکنه ٔ آن ٥٥١ تن است . مذهب مردم شیعه و زبان آنان فارسی است . آب آن از رودخانه و چاه تأمین میشود و محصولاتش غلات، ذرت، تریاک، پنبه و صیفی است . شغل اهالی زراعت و راه دیه ماشین رو است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١٠). و رجوع به مجمل التواریخ و القصص ص ٥٢٤ شود.
اشکاوند. [ اَ وَ] (اِخ ) نام کوهی است نزدیک سیستان . (برهان ) (هفت قلزم ) (آنندراج ). نام کوهی است در ولایت سیستان ایران .(فرهنگ نظام ). کوهی نزدیک سیستان . (ناظم الاطباء).