اشهد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشهد. [ اَ هََ ] (ع فعل، اِ) در عربی متکلم وحده اَشهَدُ؛ شهادت می دهم . اما در فارسی به عنوان اسم هم بکار می رود و مراد از آن، شهادتین یعنی اشهد اَن لا اله الاّ اﷲ و اشهد اَن ّ محمداً رسول اﷲ است : دور نبود کین زمان در مجلس حکم قضا بر زبان چرخ و اختر لفظ اشهد می رود. انوری . از اشهد فصیح به است اشهد بلال . قاآنی . ♦ اشهد گفتن ؛ مراد گفتن اشهد ان لا اله الا اﷲ و اشهد ان محمداً رسول اﷲ است، یعنی گفتن شهادتین . ۩ در تداول فارسی زبانان گاه بمعانی آماده ٔ مرگ شدن و سخت ترسیدن هم بکار رود، چنانکه گویند: پلنگ که نزدیک من شد اشهدم را گفتم . ◄ گاه همچون سوگندی بکار رود: زبانم به اشهد برنگردد اگر...؛ یعنی گاه مردن شهادتین نگویم اگر... یا بی ایمان از دنیابروم اگر...