اشرف آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشرف آباد. [ اَ رَ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان غار بخش ری شهرستان تهران است که در ٨٠٠٠گزی خاور ری و ١٠٠٠گزی راه شوسه واقع است . هوای آن معتدل است و در جلگه قرار دارد. دارای ٤٤٦ تن سکنه و محصول آن غلات، صیفی، چغندر قند و شغل اهالی کشاورزی است . راه آن اتومبیل رو است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١).
اشرف آباد. [ اَ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان دروفرامان بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان است که در ٩٥٠٠گزی جنوب خاوری کرمانشاه و ١٥٠٠گزی عمه واقع است . هوای آن سردسیر و محلی کوهستانی است . دارای ١٣٤ تن سکنه و آب آن از چشمه است . محصول آنجا غلات، حبوبات، لبنیات و شغل اهالی زراعت وگله داری است . راه آن مالرو است . این ده به چشمه محمدعلی نیز معروف است . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
اشرف آباد. [ اَ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان خسروآباد شهرستان بیجار است که در ١٢٠٠٠گزی شمال خاوری خسروآباد کنار رودخانه ٔ سرآب شهرک واقع است . هوای آن سردسیر و در تپه و ماهور قرار دارد. دارای ٣٣٠ تن سکنه و آب آن از چشمه است . محصول آن غلات، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . صنایع دستی مردم قالیچه، گلیم، جاجیم بافی است که زنان بدانها اشتغال دارند.راه آن مالرو است . (فرهنگ جغرافیائی ایران، ج ٥).