اشذاذ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشذاذ. [ اِ ] (ع مص ) سخن نادر گفتن . (منتهی الارب ). اَشَذَّ الرجل ؛ جاءبقول شاذّ نادّ. (اقرب الموارد). اَشَذَّ الشی َٔ؛ یکسر کرد آنرا و بنهایت رسانید آنرا. (منتهی الارب ). اَشَذَّ الشی َٔ؛ نحّاه و اقصاه . (اقرب الموارد). ◄ تنها و نادر کردن کسی را. (منتهی الارب ). اَشَذَّه ُ؛ ندره عن جمهوره . شذّ عن الجماعة؛ ندر عنهم و انفرد. (اقرب الموارد).