اسواران
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اَ ) (اِ.)<BR>۱- جِ اسوار؛ برندگان اسب، فارسان. مق پیادگان.<BR>۲- سپاهیان سواره (در زمان ساسانیان).<br>
فرهنگ فارسی معین
( اَ ) (اِ.) ۱- جِ اسوار؛ برندگان اسب، فارسان. مق پیادگان. ۲- سپاهیان سواره (در زمان ساسانیان).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسواران . [ اَس ْ ] (اِ) ج ِ اسوار. سواران . ◄ گروهی از فارسیان نژاده . (التفهیم ). دهقانان و شهزادگان و مرزبانان . اساورة. رجوع به اخبارالطوال ص ٣٠٢ و خاندان نوبختی ص ٦٢ و ٦٧ شود. ◄ (در اصطلاح نظام ) بواحد سواره نظام اطلاق شود.
اسواران . [ ] (اِ خ )موضعی در مغرب فولادنجه (ساحل جنوب شرقی بحر خزر).