اسماعیل آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسماعیل آباد. [ اِ ] (اِخ ) دهی از دهستان نسر بالارخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه، در ٢٤٠٠٠ گزی شمال خاوری کدکن، سر راه سلطان آباد. جلگه، معتدل . سکنه ٣٠٨ تن . شیعه . زبان فارسی . آب آن از قنات . محصول آن غلات، بنشن، تریاک . شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی . از سلطان آباد و فخرآبادمیتوان اتومبیل برد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
اسماعیل آباد. [ اِ ] (اِخ ) قریه ای در نیم فرسنگی شمال فراشبند از بلوک فارس . (فارسنامه ٔ ناصری ).
اسماعیل آباد. [ اِ ] (اِخ ) دهی از دهستان دربقاضی بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور، در ١٢٠٠٠ گزی جنوب نیشابور. کویر، شوره زار، گرمسیر. سکنه ٥٧ تن . شیعه . زبان فارسی . آب آن از قنات . محصول آن غلات، تریاک . شغل اهالی زراعت . راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).