اسماعیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسماعیل . [ اِ ] (اِخ ) ابن زید طحان کوفی . نجاشی گوید: ثقة است و از محمدبن مروان و معاویةبن عمار و یعقوب بن شعیب روایت کند و اینان از ابی عبداﷲ روایت دارند. رجال نویسان متأخر همه شرح حال او رااز یکدیگر نقل کرده اند. (تنقیح المقال ج ١ ص ١٣٤).
اسماعیل . [ اِ ] (اِخ ) ابن زکریا. ابن قتیبه بوسائطی از او نقل کند. (عیون الاخبار جزء هفتم ص ٣).
اسماعیل . [ اِ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن محمدبن میکال . رجوع به ابوالعباس اسماعیل بن عبداﷲ... در همین لغت نامه و رجوع به معجم الادباء ج ٢ ص ٣٤٣ و اعلام زرکلی (میکالی ) شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه