اسطار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسطار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ سطر، بمعنی خط و رسته ٔ هر چیز.
اسطار. [ اِ ] (ع مص ) درگذشتن از سطری : اسطر اسمی ؛ درگذشت از سطری که در آن نام من است . (از منتهی الارب ). ◄ خطای سطر کردن در قرائت : اسطر فلان فی قرأته ؛ خطای سطر کرد در قرائت خود. (منتهی الارب ). خطا کردن در قرائت . اخطاء.
اسطار. [ اِ ] (ع اِ) سخن پریشان و بیهوده . ◄ افسانه . ج، اساطیر.