استیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ ) [ فر. ] (اِ.)<BR>۱- شکل، فرم، اندازه.<BR>۲- نوعی مبل به سبک قدیم فرانسه.<BR>۳- شیوهای (معمولاً منحصر به فرد) در انجام مهارتهای ورزشی.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) [ فر. ] (اِ.) ۱- شکل، فرم، اندازه. ۲- نوعی مبل به سبک قدیم فرانسه. ۳- شیوهای (معمولاً منحصر به فرد) در انجام مهارتهای ورزشی.
(~.) [ انگ. ] (اِ.) فولاد ضدزنگ.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استیل . [ اِ ] (اِخ ) ریچارد. یکی ازادبای نامی انگلستان . مولد وی ١٦٧٢ و وفات ١٧٢٩ م . وی با گروهی از دوستان خویش رساله ها و روزنامه ها منتشر ساخته و با کمال جدیت به بیدار کردن افکار و احساسات عامه ٔ ملت انگلیس پرداخته است و در مجلس مبعوثان عضویت داشته و چند کتاب ادبی هم تألیف کرده است .
استیل . [ اِ ] (فرانسوی، اِ) (از لاتینی ستیلوس، خنجر) سبک و طرز و اسلوب و شیوه ٔ تحریر و سبک صنعتگران از معمار و حجار و مجسمه ساز و نقاش و غیره .
مترادف و متضاد واژهدان
سبک پولاد، فولاد
واژگان فارسی سره واژهدان
شیوه
روش