استیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ ) (اِ.) یک چهلم من، سیر.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) (اِ.) یک چهلم من، سیر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استیر. [ اِ ] (اِخ ) نهریست که از سمت شمال شرقی گالیسی سرچشمه گرفته از نزدیکی شهر برودی جاری شده به روسیه درمی آید و پس از طی ّ مسافت ٣٠٠هزار گز بنهر پریپت از شعب رود دنیستر، وارد می گردد. در قسمت سفلای مجرای وی مردابهائی تشکیل شده است .
استیر. [ اِت ِ ] (اِخ ) شهری است در اتریش علیا در ٢٨ میلی جنوب شرقی لینتس نزدیک خط آهن، دارای ١٧٥٩٢ تن سکنه (در سنه ٔ ١٩٠٠ م .). در ملتقای مصب نهر استیر با نهر انّس بر فراز تپه ٔ بلندی کاخ پرنس لامبرگ که از آثار قرن ١٠ میلادی است، بنا شده . کلیسای آن بطرز معماری گتی میباشد و در ١٤٤٣ - ١٥٢٢ م . ساخته اند. این شهر عمده مرکز صنایع فولادی و آهن اتریش علیا می باشد و کارخانه ٔ تفنگ سازی که در تاریخ ١٨٣٠ م . بتوسط یوزف ورندل بنا شده بزرگترین کارخانه های اتریش میباشد، و از سنه ٔ١٨٣٠ ببعد دوچرخه سازی و تهیه ٔ ادوات و آلات برقی نیزبصنایع سابق اضافه شده . این سرزمین مسقط رأس شاعر مشهور آلوئیس بلوموئر (١٧٥٥ - ١٧٩٨ م .) میباشد. استیر در آخر قرن دهم میلادی بنا شده و کنت نشینی بوده که در ابتدا به استیریا تعلق داشت ولی در سنه ٔ ١١٩٢ م . به اتریش ملحق گردید. (دائرةالمعارف بریتانیکا).
استیر. [ اِ ] (اِخ ) اِسْتِر. نام کتابی از تورات . رجوع به اِسْتِر و رجوع به مگلت شود.