استیذان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ ) [ ع. ] (مص م.) اجازه خواستن، اذن طلبیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) [ ع. ] (مص م.) اجازه خواستن، اذن طلبیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استیذان . [ اِ ] (ع مص ) استئذان .دستوری خواستن . (تاج المصادر بیهقی ). اجازه خواستن .اجازت خواستن . اباحه خواستن . طلب دستوری کردن . اذن طلبیدن . اجازه طلبیدن . طلب اجازه : و بعد ازین پادشاهزادگان در کاری که به مصالح این ولایات تعلق داشته باشد بی استطلاع و استیذان نواب حضرت مثال ندهند. (جهانگشای جوینی ). ◄ دستوری دادن .