فرهنگ لغت

استیثاق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استیثاق . [ اِ ] (ع مص ) وثیقه گرفتن از کسی . (منتهی الارب ). از کسی استواری کردن . (تاج المصادر بیهقی ). استواری کردن خواستن از کسی . (مؤید الفضلاء). استواری خواستن . (غیاث ). استوار کردن . (مؤید الفضلاء).

معنی استیثاق | فرهنگ لغت