استکتام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استکتام . [ اِ ت ِ تا ] (ع مص ) پوشیده خواستن . (تاج المصادر بیهقی ). نهان داشتن خواستن . (منتهی الارب ). پوشیدن خواستن . (زوزنی ). ♦ استکتام کردن ؛ کتم کردن . پوشیدن خواستن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استکتام . [ اِ ت ِ تا ] (ع مص ) پوشیده خواستن . (تاج المصادر بیهقی ). نهان داشتن خواستن . (منتهی الارب ). پوشیدن خواستن . (زوزنی ). ♦ استکتام کردن ؛ کتم کردن . پوشیدن خواستن .