استکتاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- طلب نوشتن چیزی را کردن.<BR>۲- نسخه برداشتن، رونوشت برداشتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) ۱- طلب نوشتن چیزی را کردن. ۲- نسخه برداشتن، رونوشت برداشتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استکتاب . [ اِ ت ِ تا ] (ع مص ) نوشتن فرمودن . (منتهی الارب ). نوشتن چیزی خواستن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). چیزی نوشتن خواستن . نوشتن خواستن . (منتهی الارب ). طلب نوشتن چیزی کردن . نویسانیدن . طلب نوشتن . بنوشتن داشتن . ◄ کتابت کردن . نوشتن . (غیاث ). ♦ استکتاب کردن ؛ نویساندن . ۩ استنساخ کردن .