استور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استور. [ اُ ] (اِ). ستور. (زمخشری ).چارپا. چاروا. (انجمن آرا). هر چهارپایه را گویند عموماً و اسب و استر را خصوصاً. (برهان ) : تا چند ازین استور تن کو کاه و جو خواهد ز من . بر چرخ راه کهکشان از بهر او پرکاه شد. مولوی (کلیات شمس ج ٢ ص ١٢).
استور. [ اُ ] (اِ) مؤلف مؤیدالفضلاء گوید: استور بالضم، یعنی دستور. کذا فی الغنیه . معنی آن صاحب دست و مسند و آنکه [ در ] جمله ٔ امور برو اعتماد کنند و نیز به معنی دستوری و حجت و اجازت - انتهی . و این صورت و معنی آن بر اساسی نیست، و دستور را استور خوانده اند.
استور. [ اِ ] (اِخ ) نام خانواده ای بسیار معروف از اشراف سوئد. برجسته ترین افراد این خاندان عبارتند از: ١ - استن گوستافسن معروف به استن استور اوّل (١٤٤٠-١٥٠٣ م .). وی در سال ١٤٦٤ م . به اسقف کتیل کارلسن داسا در راه غلبه ٔ بر کریستیان اول پادشاه دانمارک مساعدت بسیار کرد و با کمال مهارت روستائیان را بسربازی ترغیب کرد و از این رو شهرت یافت . در سنه ٔ ١٤٧٠ وی یکی از پیشوایان ملی سوئد محسوب میشد و تا آنگاه اریک کارلسن داسا، کریستیان سلطان دانمارک را شکست داده و به اوج شهرت و اهمیت رسیده بود. بعد از گذشته شدن کارل کنت سن معروف بشارل هشتم استور را به نیابت سلطنت کشور سوئد انتخاب کردند. وی از تاریخ ١٤٧٠ تا ١٤٩٧ صفات برجسته و تدابیر مؤثره ٔ یک مرد سیاسی را از خود بروز داد. در سال ١٤٧١ باز در جنگ برونکب یارگ بر کریستیان اول غالب آمده و موقع خود را در سوئد بیش از پیش مستحکم و استوار ساخت . در سنه ٔ ١٤٨٣ به اعتراف و تصدیق سلطنت هانس مجبور شد و بزحمت خود را تا رسیدن وی (١٤٩٧) بسوئد حفظ کرد و در همین اوقات پایه ٔ استقلال او در اثر جنگ با روسیه متزلزل شد ولی باز با الحاق اُلاند بسوئد وضع او بهبود یافت . پس از حوادث سنه ٔ ١٥٠٠ و شکست هولناک هانس، استور را دوباره به نیابت سلطنت انتخاب کردند و او تا پایان زندگانی در این مقام ببود. وی پس از اخراج دانمارکی ها از سوئد قانون و نظامنامه ٔ پذیرفتن دهقانان و کارگران را بعضویت مجلس مبعوثان وضع کرد. مؤسس دانشگاه اوپسالا و موجد فن ّ چاپ در سوئد هم او بود. ٢ - استور (اسوانت نیلسن ) . در سال ١٤٨٢ م . سمت سناتور داشت و یکی از اشراف و نجبائیست که با مخالفت خود با استن استور اول فتوحات سلطان هانس را در سوئد تسهیل کرد ولی باز بعدها با استن استور اول آشتی کرد و به نیابت و جانشینی وی نایل شد (٢١ ژانویه ٔ ١٥٠٤). از نظر برجستگی شخصیت و نبوغ اسوانت استور محققاً از سلف خود کمتر نبود. متانت و قدرت استور اول در وی هم مشاهده میشد و او هم مانند سلف خویش در سنوات اخیر از زندگی بشدت علاقمند بوطن خود بود و از زیر بار سیادت دانمارک شانه خالی می کرد ولی در سنه ٔ ١٥١٢ ناگاه در کاخ وستراس درگذشت . ٣ - استور (استن ) (١٤٩٢ - ١٥٢٠ م .). وی بنام استن استور اصغر معروف شده و پسر اسوانت است . او بعد از پدر از طرف اکثریت طبقه ٔ دوم از اهالی (که خود در اقلیت بودند) به نیابت سلطنت انتخاب شدو این اقدام علی رغم رقیب اشرافی دیگر وی که موسوم به اریک تروله بود عملی گردید و از این رو آتش نفرتی غیرقابل انطفاء در بین دو خانواده روشن گشت . در سنه ٔ ١٥١٣ م . یعقوب اولفسن قسیس سالخورده ٔ اپسالا بنفع گوستاف تروله پسر اریک استعفا داد و در نتیجه محفل روحانی سوئد اریک را برای مسند قسیسی برگزید و نایب السلطنه با توصیه نامه ای وی را نزد پاپ فرستاد مشروط بر اینکه احترامات فائقه بنیابت سلطنت را همیشه منظور و مرعی دارد ولی متأسفانه این دو جوان مستبد و پرمدعا (تروله ٢٧ سال و استور فقط ٢٣ سال داشت ) که بالاترین اقتدار و تسلط دینی و دنیائی را در دست داشتند فقط بدامن زدن آتش فتنه و نزاع در بین دو خانواده پرداخته از راه فلاح و صلاح منحرف گشتند چنانکه تروله بعد از مراجعت از روم بمقام نیابت سلطنت لازمه ٔ احترام را قائل نشد و کار را از بی اعتنائی بدرجه ٔ تحقیر کشانیده و با کریستیان دوم پادشاه دانمارک عقد مودت و اتحاد بسته از او برای سرکوبی استور استمداد کرد. کریستیان هم با کمال شتاب بیاری قسیس بزرگ شتافت ولی استور خود را نباخت و باز کار را از پیش برد و وی را درقلعه ای واقع در جوار استاکه محاصره کرد و در همین اثنا نیروی امدادی دانمارکیها برای محافظت و یاری قسیس وارد شد (١٥١٦ م .) معالوصف استور نه تنها کریستیان دوم را نزدیک ودلا شکست داد بلکه شهر استاکه را باخاک یکسان و قسیس را در مناستر واقع در قرب وستراس محبوس ساخت و در این حال یک ریکسمته یعنی مجلس ملی در استکهلم منعقد گشت و همه متفق القول گفتند هرگز سوئد تروله را بعنوان یک قسیس نخواهد پذیرفت زیرا او بنای منازعه با نایب السلطنه را گذاشته و راه دشمنان را بوطن باز کرده است و در عین حال بجنگ دانمارک ادامه دادند. در یک روز بسیار گرم تابستانی سال ١٥١٨ م .کریستیان دوم با دسته های کشتی برابر استکهلم ظاهر شد و لشکریان او بساحل درآمدند لیکن کاری از پیش نبردند. استن استور مقابل برانکیرکا آنان را از پا درآورد. در این اثنا از طرف پاپ بمنظور میانجیگری بین دو کشور سفیری موسوم به آرسیم بولدوس بشهر آربوگا آمد ولی نتیجه نبخشید (دسامبر١٥١٨). در سال ١٥٢٠ باز کریستیان با یک لشکر منظم بسوئد حمله کرد این بار سفیر نامه ٔ استور را هم از طرف پاپ آورده بود، دلاوران در جوار شهر بورگه روند و ساحل دریاچه ٔ آروندن صف آرائی کردند (١٩ ژانویه ). در ابتدای کارزار استور هدف تیری واقع شد. گرچه روستائیان که در گرد وی بودند بجنگلها و کوههای نواحی تیودن متفرق شده نومیدانه حرکت مذبوحی میکردند لیکن این سودا سودی نداد، زخم نائب السلطنه مهلک بود سوار مرکب با عجله و شتاب فرار میکرد که شاید خود را باستکهلم برساند اما اجل مهلت ندادو روی یخهای دریاچه ٔ مالار جان به جان آفرین تسلیم کرد. درین هنگام دو روز مانده بود که ٢٧ سالش تمام شود.