استوانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اُ تُ نِ) [ په. ] (اِ.)<BR>۱- ستون.<BR>۲- جسمی که در دو سر آن دو دایره موازی یکدیگر باشند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اُ تُ نِ) [ په. ] (اِ.) ۱- ستون. ۲- جسمی که در دو سر آن دو دایره موازی یکدیگر باشند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استوانه . [ اُ ت ُ ن َ / ن ِ ] (اِ) جسمی است گرد، بن او و سر او دو دائره باشد یکدیگر را موازی . (التفهیم ص ٢٦). رجوع به اسطوانه شود.
مترادف و متضاد واژهدان
ستون، عماد سیلندر
فرهنگ طیفی واژهدان
سیلندر، لوله چیزاستوانهای، وردنه، تنه، تنه درخت، کنده، کپسول، درام، بشکه، ستون بومغلتون، غلتک، صافکن، صافکننده
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی