استهلاک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) نیست کردن، هلاک کردن.<BR>۲- نیست شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] ۱- (مص م.) نیست کردن، هلاک کردن. ۲- نیست شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استهلاک . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) میرانیدن . (منتهی الارب ). هلاک کردن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ). بهلاک داشتن . هلاک کردن خواستن . نابود کردن . ◄ هزینه کردن مال . ◄ سپری و نیست و نابود گردانیدن مال را. (منتهی الارب ). ◄ استهلاک دین ؛ ادای قرض بتدریج .
واژگان فارسی سره واژهدان
نابود کردن، میرانیدن، فرسودگی، فرسایش