استنکاح
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ ت ِ) [ ع. ] (مص م.) عقد زناشویی بستن، طلب نکاح کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ ت ِ) [ ع. ] (مص م.) عقد زناشویی بستن، طلب نکاح کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استنکاح . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) عقد زناشوئی بستن . (منتهی الارب ). زن کردن خواستن . شوی کردن خواستن . نکاح کردن . (تاج المصادر بیهقی ). نکاح . ◄ آرامیدن با زن . (از منتهی الارب ). آرامیدن با زن خواستن .